ه‍.ش. ۱۳۸۶ بهمن ۱۹, جمعه

آشنایی با انواع روشهای ارزیابی احتمال خطر(Risk Assessment) در مواد غذایی

انواع ارزیابی احتمال خطر :
چندین نوع از ارزیابی احتمال خطر وحود دارند که در یکی از طبقه بندی های زیر قرار میگیرند :
· ارزیابی کیفی احتمال خطر
· ارزیابی نیمه کمی احتمال خطر
· ارزیابی کمی احتمال خطر
هر 3 نوع طبقه بندی گفته شده ، اطلاعات مفیدی را در اختیار میگذارند و انتخاب نوع ارزیابی توسط شما بستگی به سرعت و پیچیدگی مورد نیاز شما از ارزیابی ، خواهد داشت .
1- ارزیابی کیفی احتمال خطر :
این روش ، ساده ترین و سریع ترین روش برای انجام دادن میباشد ولی نتایج آن بیشتر جنبۀ شخصی داشته که این امر از ارزش آن میکاهد . هر طرح HACCP حاوی یک ارزیابی کیفی احتمال خطر بصورت ساده در برگه های کاری HACCP میباشد .
برای هر مخاطره ، تخمین احتمال خطر بوسیلۀ جوابهای زیاد ، متوسط یا کم به سؤالات مربوط به شدت یا احتمال وقوع مخاطره ، انجام میپذیرد. یک مشکل اساسی این است که 3 توصیف ( زیاد ، متوسط ، کم ) اغلب مواقع کافی نمیباشند . بعنوان مثال ، مرحلۀ فرآیند حرارتی در تولید کنسرو ماهی و مخاطرۀ کلستریدیوم بوتولینیوم را در نظر بگیرید . همیشه تمام افراد ، شدت مخاطره را بالا توصیف مینمایند ، اما احتمال وقوع این مخاطره چقدر میباشد ؟ بیشتر مردم آنرا کم در نظر خواهند گرفت زیرا سالیانه بیلیونها قوطی کنسرو ماهی بدون اینکه علائم مخاطره را نشان دهند ، تولید میشوند . شدت بالا و احتمال وقوع کم ، چگونه شما برای تخمین احتمال خطر ، این دو را به هم ربط خواهید داد ؟
نوع 1 : برگه های کاری کنترل مخاطره
احتمال خطر

مرحلۀ فرآیند مخاطره کدامیک میتواند اتفاق افتد؟ شدت مخاطره احتمال وقوع مخاطره روشهای کنترل مخاطره
بیولوژیک
شیمیایی
فیزیکی
نوع دیگر از ارزیابی کیفی مخاطره در زیر نشان داده شده است ، که در آن تخمین احتمال خطر یکنوع ارزش گذاری احتمال خطر میباشد بصورت : بالا ، کم و متوسط .



نوع 2 : ارزش گذاری کیفی احتمال خطر
مخاطره محصول شدت مخاطره احتمال وقوع میزان مصرف ارتباط با همه گیر شناسی امتیاز احتمال خطر

این نوع ارزشیابی بستگی به فاکتورهایی که وابسته به ارزیابی میزان در معرض خطر قرار گرفتن ( احتمال وقوع و میزان در معرض قرار گرفتن مواد غذایی ) بعلاوه خصوصیات مخاطره ( شدت مخاطره ) ، دارد . اگر یک زوج مخاطره : محصول دارای گزارشات هم گیر شناسی ( وقوع مسمومیت های غذایی ) باشند ، این مسئله شما را راهنمایی میکند که احتمال اینکه دوباره و در آینده همین موضوع اتفاق افتد، وجود دارد .
اگرچه ، در نوع 2 ( بالا ) ما میتواینم بعضی از ارزشیابی هایمان از میزان در معرض خطر قرار گرفتن را از روی عکس العمل هایمان به احتمال وقوع و میزانی که مواد غذایی در معرض آن خطر قرار میگیرند ، به انجام برسانیم . فرض کنید ما سم سیگواترا را در دو جامعه متفات بررسی میکنیم ، بعنوان مثال مردم یک جزیره ی مرجانی اقیانوسی و مردم کشور انگلستان . برای اقیانوس شما ممکن است احتمال وقوع سیگواترا را بالا در نظر بگیرید ولی برای کشور انگلستان ، شما ممکن است بگوئید که احتمال وقوع سیگواترا خیلی کم است . در اینجا ارتباط محکمی با مطالعات همه گیرشناسی در محیط های مرجانی که مخاطره بیشتر یا کمتر بعنوان یک حقیقت قابل اجتناب ، پذیرفته شده است در مقابل کشور انگلستان که سیگواترا به ندرت و از طریق ماهیان وارداتی از مناطق مرجانی ممکن است اتفاق افتد ، وجود دارد. وقتیکه تمام اطلاعات در کنار یکدیگر قرار میگیرند برای امتیاز دهی به احتمال خطر ، شما ممکن است یک امتیاز بالا یا خیلی بالا برای اقیانوس و یک امتیاز کم یا خیلی کم برای کشور انگلستان ، بدست آورید . این امتیاز دهی درهنگامی که شما به یک جواب روشن و شفاف در یک زمان کوتاه نیاز دارید ، قابل توجه خواهد بود. برای گرفتن پاسخ ، شما نیاز خواهید داشت که در مورد مخاطره تحقیق نموده و کشف نمائید که این ممکن است یک اثر تجمعی داشته باشد ولی بندرت کشنده خواهد بود . شما همچنین باید به همه گیری گروههای مصرف کننده ی هدف نیز توجه نمائید ، یک جمعیت چند هزارنفری در جزیره ی مرجانی و 60 میلیون نفر شهروند کشور انگلستان . اگر شما مروری بر سیگواترا بخصوص موردی که در متن این کتاب نوشته شده است ، داشته باشید ، میتوانید در یک زمان کم کار تحقیقاتی خود را کامل نمائید .
نوع دیگر ارزیابی کیفی برای طبقه بندی احتمال خطر از طریق فرآورده های شیلاتی ، بوسیله ی Huss ، Reilly و Ben Embarek در سال 2000 میلادی تهیه شده است که آنها مخاطره را با علامت مثبت توصیف نموده و سپس احتمال خطر را با عنوان "بالا " ( چهار مثبت یا بیشتر ) ، یا " کم " ( کمتراز چهار مثبت ) ، طبقه بندی نموده اند . این طرح براساس یافته های همه گیر شناسی ( گزارشات نامناسب در خصوص سلامتی و ایمنی ) ، بدست آمده و پس از آن برفرآیند تولید محصول متمرکز شده و برای هر مخاطره بدنبال نقطه ی کنترل بحرانی ( CCP ) بوده و احتمال رشد و یا مرگ را در مخاطرات میکروبی ارزشیابی نموده اند .
2- ارزیابی نیمه کمی احتمال خطر :
در ارزیابی کیفی، احتمال خطر را براساس کلمات توصیفی مانند بالا ، کم یا متوسط ، تخمین میزنیم . در ارزیابی نیمه کمی احتمال خطر، ما یک تخمین عددی را براساس مخلوطی از اطلاعات و یافته های کمی و کیفی بدست می آوریم . برای انجام این نوع ارزیابی شما احتیاج به اطلاعات کمتری نسبت به اطلاعاتی که در یک ارزیابی کمی کامل مورد استفاده قرار میگیرید ، دارید . اگر چه برای انجام این نوع ارزیابی ، مقادیر قابل توجهی کار باید انجام گیرد ولی مقدار آن به اندازه ی مورد نیاز برای انجام ارزیابی کمی کامل، نمیباشد . Ross و Sumner (2002 ) یک ابزار ساده برای توصیف احتمال خطر حاصل از عوامل بیماریزا در محصولاتی که بوسیله ی یک فرآیند مشخص ( کنسرو سازی ، سرد سازی ، پختن و غیره ) ، ساخته میشوند را ارائه نموده اند . جدول شماره ی 1 معیارهای مورد نیاز برای انجام یک ارزیابی نیمه کمی را لیست نموده است . دراین جدول سوالات آسانی وجود داشته و میتوان بوسیله ی کلماتی مانند « بالا » و « کم » و بصورت کیفی به آنان پاسخ داد . اما محققین دریافته اند که میتوان یک مبنای کمی را برای پاسخ به این سوالات وارد نمود . این ابزار در برنامه ی نرم افزاری میکروسافت اکسل بوده و از عملیات استاندارد منطق و ریاضیات برای ساختن آن استفاده شده است . در این برنامه ی نرم افزاری شما داده های کیفی را وارد نمو ده و خودنرم افزار بصورت خودکار آنها را به مقادیر کمی تبدیل خواهد نمود . شما باید در پاسخ به 11 سوال مطرح شده در جدول 1 ، داده هایی را ایجاد نمائید . شما باید تا حد امکان داده هایتان را بصوت عینی ایجاد نموده و برای تداوم و استمرار شفافیت در مدل ، توصیفات ذهنی توصیف کنندگان مشروط بوده و تعدادی از عوامل قابل اندازه گیری در لیست توصیف کنندگان مشخص گردیده اند .

جدول 1: نمونه ای از معیار های احتمال خطر در یک ارزیابی نیمه کمی
_______________________________________________________________________
معیارهای احتمال خطر داده ها ______________________________________________________________________ دوز و شدت
1- شدت مخاطره
2- حساسیت
احتمال در معرض قرار گرفتن
3- میزان فراوانی مصرف
4- سهم در کل مصرف
5- میزان جمعیت
احتمالات مربوط به دوز عفونی
6- احتمال آلودگی
7- اثرات فرآیند تولید
8- احتمال آلودگی مجدد
9- کنترلهای بعد از فرآیند
10- افزایش دوز عفونی
11- اثرات تیمارهای قبل از خوردن

متناوبا ، چنانچه گزینه های مشروط نتوانند موقعیت و شرایطی که مدل سازی براساس آن انجام گرفته است را بصورت صحیح منعکس نمایند ، شما میتوانید مقادیر عددی که ارجح تر میباشد را وارد نمائید .
جزئیات مربوط به مدل را میتوانید در مطالب منتشر شده توسط Ross و Sumner ( 2002 ) مطالعه نمائید . بخش 4 ، جزئیاتی در باره ی این ابزار که بعنوان امتیاز احتمال خطر نامیده میشود را در اختیار گذاشته و شما میتوانید بوسیله ی بعضی از مثالها از آن استفاده نمائید . مهمترین چیزی که با استفاده از این ابزار تخمین زده میشود، عبارت از امتیاز دهی به احتمال خطر ( امتیاز بین صفر تا 100 ) و تعداد بیماران در هرسال میباشد . این ابزار برای تهیه ی پرونده ی احتمال خطر برای صنایع شیلاتی استرالیا مورد استفاده قرار گرفته و در مراحل بعدی ما به شما نشان خواهیم داد که چگونه این ابزار بر محصولات و عوامل بیماریزایی که نیازمند توجه بیشتر از طرف صنایع میباشند ، متمرکز شده است .
3- ارزیابی کمی احتمال خطر :
ارزیابی کمی احتمال خطر ( QRAs) برای مقاصد و اهداف خاص انجام گرفته و احتمال خطر را بصورت عددی تخمین میزند تا بتواند به سوالات مطرح شده توسط مدیران احتمال خطر که ارزیابی را سازمان داده اند ، پاسخ دهد . در زمینه فرآورده های شیلاتی تاکنون 3 ارزیابی کمی احتمال خطر انجام گرفته است :
· لیستریا مونوسایتوجنز در ماهی دودی در سوئد ( Lindqvist and Westoo ، 2000) .
· ویبرو پاراهمولیتیکوس در صدف خوراکی در ایالات متحده ( 2000 ، FDA ) .
· لیستریا مونو سیتوجنز د رتعدادی از فرآورده های شیلاتی در ایالات متحده ( 2001 ، FDA )
ارزیابی های احتمال خطر در ایالات متحده بسیار وسیع بوده و بیش از یکسال برای آماده سازی آن و حدود 1 تا 2 سال برای بررسی نظرات عمومی ، وقت گرفته است . در ارزیابی مربوط به لیستریا مونوسایتوجنز بیش از 30 نفر در قالب 6 تیم تشکیل شدند که هرکدام اهداف مشخصی را پیگیری مینمودند و بیش از 50 نفر دیگر اطلاعات لازم را برای کمک به آنان گرد آوری مینمودند . این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که این ارزیابی کمی احتمال خطر تعداد زیادی از مواد غذایی را در برگرفته و فقط مختص فرآورده های شیلاتی نبود ، اگرچه در ارزیابی کمی احتمال خطر ویبریو پاراهمولیتیکوس در صدف خوراکی نیز بیش از 20 نفر درگیر بودند که اطلاعات را از دانشمندان در بیش از 20 انستیتو در ایالات متحده و دنیا دریافت میکردند . ارزیابی کمی احتمال خطر که در سوئد انجام گرفت دو نفر مسئول تهیه ی دستورالعمل ها داشت و از کمک و دانش 2 نفر دستیار بهره میبردند .
منابعی که برای دو ارزیابی احتمال خطر انجام گرفته در ایالات متحده مورد بهره برداری قرار گرفتند ، بدون شک در پاسخ به شیوع وسیع مسمومیت های غذایی در آن کشور بود . در سالهای 1997 و 1998 دو مورد شیوع ویبریو پاراهمولایتیکوس از طریق صدف خوراکی بوقوع پیوست که در آن بیش از 700 نفر بیمار شده و منجر به تصمیم گیری برای انجام این ارزیابی کمی احتمال خطر شد . همچنین در سالهای پایانی دهه ی 1990 دو مورد شیوع بیماری لیستریوزیز در ایالات متحده بوقوع پیوست که در آن نوعی سوسیس و گوشت های عرضه شده در اغذیه فروشی ها دخالت داشته و در آن بیش از 130 نفر بشدت مریض شده و 28 نفر درگذشتند .
مشخص کردن و بیان اهداف :
در یک ارزیابی کمی احتمال خطر ، تعریف این مسئله که شما با انجام اینکار به چه چیزی میخواهید دست یابید ، و اینکه این امر را به درستی انجام دهید از اهمیت حیاتی برخوردار است . این کار بعنوان بیان اهداف نامیده میشود . در ایالات متحده ی آمریکا ، مدیران احتمال خطر بطور صریح در خصوص ویبریو پاراهمولیتیکوس در صدف خوراکی ، از ارزیابی کنندگان احتمال خطر خواستند که :
1- یک مدل ریاضی احتمال خطر بیماری که در اثر مصرف صدف خوراکی خام که به ویبریو پاراهمولیتیکوس بیماریزا آلوده است ، را بوجود آورند .
2- با دادن اطلاعات به قانون گزاران ، آنان را کمک نمایند تا قوانین جاری را مرور نموده ، و مطمئن شوند که با ارزیابی موارد ذیل ، این قوانین بهداشت عمومی جامعه را محافظت مینماید :
معیارهای رایج برای ممنوع کردن و یا بازگشایی مجدد آبهایی که در آن نرمتنان صید میشوند.
راههای پیشگیری و روشهای کنترل ویبریو پارا همولیتیکوس در صدف خوراکی .
راهنمای موجود که اجازه میدهند تا ده هزار باکتری ویبریو پارا همولیتیکوس در هر گرم گوشت صدف خوراکی وجود داشته باشد .
برای لیستریا مونوسیتوجنز ، بیان اهداف ، بررسی اطلاعات علمی قابل دسترس بمنظور تخمین احتمال خطر بیماری های شدید و مرگ هایی بود که ممکن است در اثر مصرف انواع غذاهای آماده ی مصرف که احتمال آلودگی به لیستریا مونوسایتوجنز دارند ، پیش آید . نتیجه ی کار تولید مدلهای ریاضی برای پیشگویی آلودگی در سطح عرضه و منازل بوده و در آن گروههای مختلف مصرف کنندگان در ارزیابی مد نظر قرار گرفته بودند . نتیجه ی آن پیش بینی میزان بیماری لیستریوزیس حاصل از انواع مواد غذایی برای انواع گروههای در معرض خطر بود .
در سوئد ، Lindqvest و Westoo (سال 2000 ) اهدافشان برای انجام ارزیابی کمی احتمال خطر ، تخمین میزان در معرض قرار گرفتن و احتمال خطر ایجاد بیماری لیستریوزیس حاصل از مصرف ماهی دودی و بسته بندی شده ی سالمون و قزل آلای رنگین کمان بود .
مدل سازی فرآیند :
در صنایع فرآورده های غذایی شیلاتی ، فرآیند معمولا شامل صید ، نگهداری قبل از فرآوری ، فرآوری در کارگاهها ، نگهداری محصول نهایی ، توزیع ، عرضه و مصرف میباشد . در هر نوع فرآورده ی شیلاتی که مورد نظر شما باشد ، مخاطرات در حین فرآیند هم از نظر میزان وقوع و هم از نظر تعداد ممکن است تغییر یابند . ما نیاز داریم که این تغییرات را اغلب بصورت دیاگرام فرآیند تولید ، رسم نموده و سپس با استفاده از روابط ریاضی، این تغییرات در مخاطره را برای هر مرحله محاسبه و یا تخمین بزنیم . در ارزیابی احتمال خطر به اینکار « مدل سازی » میگویند . معمولا مدل سازان سعی میکنند تا یک مدل « مزرعه تا چنگال » ( farm – to – fork ) را تهیه نمایند تا بتوانند تغییرات انجام شده در مخاطره را در طول زنجیره ی برداشت – فرآوری – مصرف بدست آورند . این قسمت از ارزیابی احتمال خطر بهتر است بوسیله ی افرادی انجام شود که فرآیند صنعتی محصول را می دانند و آنرا با میکروبیوژیست ها که مخاطرات را میشناسند و از چگونگی واکنش عوامل مخاطره آمیز با تغییرات بخصوص انجام شده در درجه حرارت و مدت زمان ، آگاه میباشند ، در میان بگذارند .
وقتیکه مدل این سیستم آماده شد، اطلاعات باید جمع آوری گردند ( ارزیابی میزان در معرض خطر قرار گرفتن ) . بطور ایده آل ، باید زمان کافی برای انجام آزمایشات وجود داشته باشد تا به شما اطلاعات کامل مورد نیاز را بدهد ، اما اغلب مواقع منابع و یا زمان کافی برای انجام اینکار وجود ندارند . بنابراین شما نیاز دارید تا تمامی منابع اطلاعاتی موجود را بررسی نموده و سعی نمائید تا از آنها در مدلتان استفاده نمائید . این جایی است که افراد تهیه کننده ی مدل در تیم شما ، اطلاعات و روشهای ریاضی مربوطه که توصیف کننده ی تغییرات در مخاطره در طول فرآیند میباشد را بدست می آورند .
مدل سازان با تعدادی از مشکلات که مهمترین آنها تفاوت ها و موارد نامشخص می باشند ، روبرو خواهند شد .
تفاوتها :
این امر بدلیل وجود تفاوتها در یک جمعیت بوقوع پیوسته و نمیتواند کاهش داده شود . برای بیان واضح تر موضوع اجازه بدهید که از قد افراد یک جامعه بعنوان مثال استفاده نمائیم . در هر جمعیتی تفاوتهایی در قد افراد وجود دارد. ما یک بررسی برای سنجش اینکه میزان قد مردم چقدر میباشد ، انجام داده و در میابیم که اکثر افرا د بالغ بین 160 تا 175 سانتیمتر قد دارند اما بعضی از آنها 220 سانتی متر قد داشته در حالیکه افراد دیگری دارای قد 120 سانتی متری بوده اند . این یک نمونه از تفاوتهای موجود در درون یک جمعیت میباشد .
موارد نامشخص(عدم قطعیت ها) :
این امر به کمبود دانش ما ( ارزیابی کنندگان خطر ) ، در مورد یک موضوع و عدم توانایی در سنجش آن ، برمیگردد . موارد نامشخص را میتوان با مطالعه ی خصوصیات ، کاهش داد .
با استفاده از همان مثال قد افراد جامعه ، ما میتوانیم یک بررسی ملی انجام داده و قد تمام افراد جامعه را اندازه گیری نمائیم . در این صورت هیچگونه مورد نامشخص وجود نخواهد داشت .
توزیع :
احتمال خطر هیچوقت ثابت نبوده و براساس گروهی از فاکتورها ، این موضوع متفاوت میباشد . بعنوان مثال ، احتمال خطر مرگ ناشی از سقوط هواپیما را در نظر بگیرید . برای تعداد زیادی از مردم در کره ی زمین بدلیل اینکه هیچوقت با هواپیما مسافرت نمی کنند ، این احتمال خطر صفر میباشد ، اما در مقابل برای میلیونها نفری که با هواپیما پرواز مینمایند ، این احتمال خطر براساس تعداد دفعات پرواز ( احتمال وقوع ) ، خط هوایی ( بعضی از خطوط هوایی دارای تعداد بیشتری سقوط هواپیما نسبت به بقیه میباشند ) ،شرایط آب و هوایی ( اکثر موارد سقوط هواپیما در شرایط جوی بد بوقوع می پیوندد ) و کشور ( بعضی کشورها دارای سیستم های بهتری نسبت به سایر کشورها میباشند ) ، متفاوت میباشد . به همین دلیل تخمین احتمال خطر مرگ در اینمورد مشکل میباشد زیرا یک توزیع احتمال خطر از خیلی کم تا خیلی زیاد ، وجود دارد . اغلب بهترین تخمین برای توزیع بصورت مقادیر حداقل ، متوسط ( بیشترین احتمال ) و حداکثر میباشد . بعنوان مثال ، ما ممکن است بگوئیم که مقدار آلودگی باکتریایی میگوی صید شده توسط یک شناور کف روب، بین 10 باکتری در هرگرم تا 10 هزارباکتری در گرم متغیر بوده و با بیشترین احتمال 100 باکتری در هرگرم میباشد .
نوع مدل :
مدل سازان عموما از مدلهای شبیه سازی شده یا اتفاقی استفاده مینمایند که در آنها اطلاعات وارد صفحاتی گردیده ، سپس از نرم افزارهای کامپیوتری برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات استفاده میگردد . در صورتیکه یک مقدار از دامنه ی توزیع که هرکدام از متغیرها را توصیف مینماید ، بصورت تصادفی بیشتر یا کمتر ، انتخاب شده باشد، هرکدام از این تجزیه و تحلیل ها بعنوان یک تکرار نامیده میشود ، اما براساس احتمال توزیع آن متغییر ( فراوانی بیشتر از حداقل یا حداکثر مقادیر، باعث بوجود آمدن مقادیر با احتمال بیشتر میشود ) ، باید باشد . تعداد بسیار زیادی از این تکرارها مورد بررسی و مقایسه قرار میگیرند ( تعداد 10 هزار تکرار ، عدد مورد قبولی میباشد ) ، این روش بعنوان روش شبیه سازی مونت کارلو ، نامیده میشود . نتیجه ی اینکار بوجود آمدن یک فراوانی توزیع از خروجی های ممکنه بوده که پایه های تخمین احتمال خطر را تشکیل میدهند .

تخمین احتمال خطر :
روشی که شما برای تخمین احتمال خطر در یک ارزیابی کمّی احتمال خطر استفاده میکنید معمولاً بستگی به اهداف مشخص شده توسط شما دارد . بعنوان مثال ، Lindqvest و Westoo ( سال 2000 ) ، احتمال خطر ابتلا به بیماری لیستریوزیس را تخمین زدند و این تخمین احتمال خطر شامل تعداد افراد بیماردر هرسال و احتمال بیمار شدن برمبنای هر وعده غذای مصرف شده ، بود . محققّین از دو مدل استفاده نموده و بنابراین برای هرکدام از این خروجی ها ، دو تخمین داشتند . در ایالات متحده ، احتمال خطر ابتلاء به لیستریوزیس از تعدادی از مواد غذایی شامل محصولات شیلاتی دودی ، پنیرنرم ، پاته ( نوعی فرآورده ی گوشتی ) و غذاهای گوشتی عرضه شده در اغذیه فروشی ها که 4 گروه عمده مواد غذایی بودند که باعث بیماری میشدند ، مورد تخمین قرار گرفت . برای باکتری ویبریوپاراهمولیتیکوس در صدف خوراکی ، مهمترین عامل مرتبط با احتمال خطر بیماری ، درجه حرارت آب و هوا بود ( فصلی ) . مدل مورد استفاده پیشگویی کرد که میزان افراد بیماردر کل کشور سالیانه 4750 نفر با دامنه ی 1000 تا 16000 مورد ، میباشد . این مدل همچنین مشخص کرد که احتمال خطر بیماری در صورتیکه دمای محصول بلافاصله بعداز صید پائین آورده شود . کم خواهد شد.
بررسی و مرور واقعیت :
وقتیکه شما تخمین احتمال خطر انجام میدهید ، ایده ی خوبی است که یک بررسی واقعی را بعمل آورده تا ببینید که مدل شما مواردی را که بی معنی به نظر میرسند ، تخمین نمیزند . بعنوان مثال ، هدف شما تخمین زدن تعداد موارد بیماری لیستریوزیس ناشی از مصرف ماهی دودی میباشد و مدل شما پیش بینی میکند که به احتمال زیاد یک میلیون مورد بیماری در هرسال اتفاق خواهد افتاد . اگر سیستم ثبت بیماریها و مرگ و میر در کشور شما، اعلام نماید که 1000 مورد از این بیماری در سال اتفاق افتاده است ، شما متوجه میشوید که اشتباهاتی در مدل و یا ورودی های آن وجود دارد و شما باید کار بیشتری در این مورد انجام دهید .
تجزیه و تحلیل اهمیت و حساسیت :
درهمان حال که نرم افزار در حال بررسی تکرارها میباشد ، این برنامه یک گزارش در خصوص عواملی که بیشترین تأثیرات برتخمین احتمال خطر دارند را ثبت مینماید . این موضوع به شما اجازه میدهد که تجزیه و تحلیل حساسیت یا اهمیت را انجام داده تا مشخص نمائید آن عواملی که بیشترین دخالت در امراحتمال خطر را دارند ، شناسایی شده اند . این تجزیه تحلیل سپس توجه مدیران احتمال خطر را به نقاط یا مراحلی از فرآیند که در آنها اقدامات کنترلی باید افزایش یابد ، جلب مینماید .
نتیجه :
دامنه ی ارزیابی احتمال خطر از کیفی ، نیمه کمّی تا کمّی تشکیل شده است . همانطوریکه یک ارزیابی دارای پیچیدگی بیشتری میشود ، میتواند باعث گرانتر شدن وقت گیر شدن بیشتری نیز گردد تا کامل شود . بنابراین قبل از اینکه ارزیابی احتمال خطر را شروع نمائید ، مطمئن شوید که کاملاً چه چیزی میخواهید در غیر اینصورت نهایتاً ممکن است شما از منابع بصورت غیرضروری استفاده نمائید .

هیچ نظری موجود نیست: